
بادی وزید و دشت سترون درست شد طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد شمشیر روی نقشهی جغرافیا دوید اینسان برای ما و تو میهن درست شد یعنی که از مصالح دیوار دیگران یک خاکریز بین تو و من درست شد بین تمام مردم دنیا گل و چمن بین من و تو آتش و آهن درست شد یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی یک سو من ایستادم و دشمن درست شد یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند یک سو همه دگرمن و تورَن درست شد(1) آن طاقهای گنبدی لاجوردگون این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد آن حوضه...
ادامه مطلب